تبلیغات
 تو را نفس می کشم - خدایا آرامم کن
خدای مهربانم اندوه مشکلات به سمتم هجوم آورده قلمم حتی می لرزد حتی تاب گرفتن قلم را هم ندارم،منی که پر از حرفم حالا واژه ها از دستم فرار می کنند حالا که می خواهم برایت بنویسم و آرام شوم نمی شود انگار،گاهی دستم به نوشتن هم نمی رود و من می مانم و یک مشت جمله ی پریشان مانند احوالم!
اصلا همیشه نوشتن آرام ترم کرده چه روی برگه هایی که گاه خیس شدند و چه نوشتن در یک صفحه ی مجازی،ذهنم پر از سوال است خدا جانم همان سوالاتی که باید یک جوری جوابش را بگیرم و یک جوری ته ته دلم قرص شود.خودت خوب می دانی من شکستنی هستم خودت بهتر از هرکسی مرا می شناسی می دانی یک چیزهایی مرا عجیب به هم می ریزد؛یک چیزهایی راه گلویم را می بندد و قدرت نفس کشیدن را از من می گیرد،می دانم این زمان ها سراغ هرچیز و هر کسی بروم مثال چنگ زدن به ریسمان پوسیده است.
خدای من دلم گرفته است به حدی که فقط خودت می دانی و خودم!
می دانم تو که کنارم هستی دلیلی نیست برای غم، حالا که کنارمی باید احوالم خوش باشد اما به تو که می رسم به نزدیکترینم به تویی که از رگ گردن به من نزدیک تری می گویم حال و هوای دلم بارانی ست و چشمانم هوای بارش دارد،مگر نه این که حضرت علی (ع) در نامه خود به فرزندش امام حسن (ع) می فرماید: "...غم واندوه خود را درپیشگاه خداوند مطرح كن تا غمهای تو را برطرف كند و در مشكلات تورا یاری رساند.
حالا من نصفه شبی کوله ی غم هایم روی دوشم سنگینی می کند اشک در چشمانم حلقه زده و تنها امیدم تویی،تویی که همیشه حواست به من بوده و هست.




تاریخ : دوشنبه 12 مرداد 1394 | 02:23 ق.ظ | نویسنده : بهارنارنج | حرفِ دل

  • paper | ترفند سرگرمی | سی پی
  • کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک
    تک اسکین - قالب و ابزار وبلاگ