تبلیغات
 تو را نفس می کشم - خدا معشوق نیست او خودِ خودِ عشق است ...
خدایا چقدر خوب است که هوایم را داری این که دوباره نصیبم کردی که شب ها بیایم نمازم را مسجد بخوانم از همان کودکی مسجد حالِ دلم را عجیب خوب می کرد از از زمانی که کودکی دبستانی بودم تا زمانی که دبیرستان رفتم و وقتی حسابی دلم می گرفت دلخوش می شدم که شب را حتما می روم مسجد،چند وقتی بود گهگاه نمازم را آنجا می خواندم اما از آن شب که برای دعایِ توسُل آمدم حالم عجیب شده است انگار با واژه واژه اش خو گرفته ام توسل را که می خواندم اشک از گوشه ی چشمانم سرازیر می شد و گونه هایم را نوازش می کرد و من شفاعت را از با بند بندِ وجودم از همه ی ائمه می خواستم.
خدایا ممنون که اجازه داده ای هر وقت دلم هوایت را کرد هر وقت نفسم گرفت بیایم سمتت آخر مگر من جز تو که را دارم که وقتی دلم بگیرد وقتی هق هقِ گریه امانم را ببرد آغوشش را باز کند و آنقدر آرامم کند که هیچکس تاکنون نتوانسته و من این روزها عجیب زمزمه  می کنم:
 
«أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ» را ...
من می گویم "لیلی و مجنون" "خسرو وشیرین" "شیرین و فرهاد" افسانه اند اگر می دانستند عشقِ ما را،تاکنون صدها کتاب نوشته بودند عشقی که پایانی برایش نیست که اگر عشقِ این افسانه ها جذب می کند ما آدم ها را،یادمان می رود مرزی ست چنین عشق هایی را،به گمانم پایدارترین عشق ها تا پایانِ دنیا،در اوجِ خستگی ها دستانشان در دستان هم است و تکیه گاه همند اما عشقِ تو تا ابدیت امتداد دارد.می شود طعمِ عشقت را به تمامیِ ما بچشانی؟! آخر انگار حسِ چشایی مان را هم از دست داده ایم که با وجود این همه عشق که نثارمان کردی گاهی طعمش برایمان نا آشناست.
خدایا هوایم باش تا نفسم نگیرد.





تاریخ : شنبه 6 تیر 1394 | 03:58 ب.ظ | نویسنده : بهارنارنج | نظرات

  • paper | ترفند سرگرمی | سی پی
  • کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک
    تک اسکین - قالب و ابزار وبلاگ