تبلیغات
 تو را نفس می کشم - مردِ عمل نشده ایم که نمی آیی ...
سلام آقا جان،
حالِتان را اگر بپرسم بیشتر شرمنده تان خواهم شد می دانم که دلِتان گرفته است من خوب می دانم اگر بگویم عاشِقَت هستم حتما با خودت می گویی:عاشِق که رویِ حرفِ معشوقش حرف نمی زند.
آقای خوبی ها،خودتان خوب می دانید دلم چقدر هوایی شما می شود و هواییِ جمکران ...من دلم عاشقانه برایتان می تپد ... باور می کنید؟!
آقا جانم،اراده ام انگار به تارِ مویی بند است من می ترسم بلورِ ایمانم ترک بخورد می ترسم غرق شوم در این دنیا،آخر اینجا آنقدر سر و صدا زیاد شده است که دیگر کلامِ حق به گوشمان نمی رسد ...نه ... شاید هم می رسد و ما بهانه مان شده غفلت و نشِنیدن ...
می دانم منتظری تو خیلی بیشتر از ما منتظری که به راه بیاییم،راستش این روزها ترس برم داشته که غیبتت بیش از این به درازا بکشد،آخر نبودنت خیلی دنیایمان را ترسناک کرده است گاهی از خودمم می ترسم گناهانم چهار ستونِ دلم را می لرزاند.
آمدم بگویم نمی شود وساطتمان را پیشِ خدا بکنی که باقی طولِ غیبتت را به ما ببخشد؟ به گمانم خدا زیادی رویمان حساب کرده است هِی وقت می دهد شاید این بار سربلند بیرون بیاییم ولی ما مرد عملش نیستیم دلمان خیلی وقت ها می لرزد از گناهانمان،راه توبه هم که باز است اما مردِ عمل نشده ایم که روی حرفمان بایستیم،مردِ عمل نشده ایم که نمی آیی ...
آقا جان می خواستم بگویم به خدا دوستت دارم فقط گاهی پایِ ایمانم لنگ می زند؛نگاهت را که از من بر نمی داری آقای خوبی ها؟!




تاریخ : دوشنبه 8 تیر 1394 | 02:04 ب.ظ | نویسنده : بهارنارنج | حرفِ دل

  • paper | ترفند سرگرمی | سی پی
  • کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک
    تک اسکین - قالب و ابزار وبلاگ