تبلیغات
 تو را نفس می کشم - سلام خدا جانم
سلام مهربان ترینم.
گفته بودم حالِ دلِ من فقط با تو خوش است؟ بدونِ نگاهت هیچِ هیچم ...
خدایِ خوبم،من به هر خیری که به سویم بفرستی سخت نیازمندم.حتی اگر خیری از جنسِ نرسیدن به آرزوهایم باشد...
خدا جانم این روزها نجواهای درِ گوشی ام با تو بیشتر شده،شاید فقط یک قدم نزدیکتر شده ام به تو،
من حواسم به نشانه ها هست ،قول می دهم بی خیال از کنار هیچ چیز نگذرم که شاید پیامی باشد از طرف خودِ خودت.
مثلا نگاهِ مهربانِ نازنین زهرا و چشمانِ مشتاقش که محبت را فریاد می زند نشانه ای از توست.مگر نه؟همین که تا مرا می بیند خجالت می کشد لبخند می زند و جلو می آید و خاله صدایم می زند.
یا مثلا لبخندهایِ مکررِ نرگس بی دلیل نیست،تو خوب می دانی من عاشقِ کودکانم دلم برایشان مشتاقانه می تپد برای همین آنها را هم دلبسته ام کردی تا مبادا دوست داشتن هایم یک طرفه بماند.درست حدس زدم خدا جانم؟تو می خواهی هدیه بارانم کنی می خواهی بگویی هوایم را داری می دانم.
دوست دارم دلِ پاکشان را از همین ابتدا هواییِ تو کنم،می خواهم درِ گوششان از رحمتت بگویم از مهربانی هایت،نازنین زهرا از قرآن خواندن هایش برایم می گوید،نگاهش را به من می دوزد و می پرسد خاله شما از کی قرآن می خوندی؟لبخند میسپ زنم و می گویم عزیزدلم هم سن و سالِ تو بودم و فکرم پر می کشد به همان سال که دست در دستان مادربزرگم راهیِ مسجد می شدم.دینا دستانم را می گیرد،می گوید من داستان سوره ی فیل را بلدم تعریف کنم؟دستم را روی سرش میکشم نگاهِ مشتاقم را می بیند و شروع می کند به تعریف کردن،
خدا جانم آمدم بگویم خوب بودن خیلی سخت است حتی از سخت هم سخت تر،اینجا خیلی ها حرف هایم را نمی فهمند،بعضی حرفها را تو فقط می فهمی،می دانم تو خودت گفته ای از بنده ات دفاع می کنی و من به خداوندیِ تو دلخوشم،
خدایا من می خواهم بندگی را بیشتر تمرین کنم یاریم کن مهربانم.




تاریخ : چهارشنبه 19 اسفند 1394 | 10:05 ب.ظ | نویسنده : بهارنارنج | حرفِ دل

  • paper | ترفند سرگرمی | سی پی
  • کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک
    تک اسکین - قالب و ابزار وبلاگ